تبليغاتX
نخل استوار کویر

شنبه سوم اسفند 1387

شجره نامه سادات فرخي (فروي)

باتشكر از آقاي علوي وبلاگ "فروي آنلاين "

نوشته شده توسط محمودرضارحماني در 15:59 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم دی 1387

حبيب يغمايي نتيجه مرحوم سيد ميرزا قاضي (باني مسجد جامع فرخي)

چندي قبل از يكي از مردم فرخي شنيدم كه مي گفت خوريها فرهنگ و ادب خودشان را هم مديون فرخي وجندق هستند مثلا يغماي جندقي وحبيب يغمايي كه اصالتشان به جندق و فرخي است كه براي نمونه بخشي از تاريخ تولد واصالت اديب فرزانه و شاعر بلندآوازه حبيب را درزير آورده ام كه نشان مي دهد وي "نتيجه " عالم فرزانه و قاضي معروف مرحوم سيد ميرزا قاضي و از نژاد سادات قاضوي وموسوي است :

حبیب یغمایی در سال ۱۲۸۰ شمسی در دهکده « خور » مرکزخور و جندق و بیابانک در خانه ای روستايی زاده شد. او دومین فرزند خانواده بود. پدرش اسد الله منتخب السادات او را به یاد پدرش حبیب الله، حبیب نام نهاد .
پدر حبیب،اسدالله منتخب السادات (متولد1279هجری قمری)، فرزند حبیب الله، فرزند قاضی سید میرزا قاضی و مجتهد نامدار ومردمی جندق و بیابانک (جد ونياي سادات قاضوي و موسوي فرخي كه قاضي فرخي بود وهم اكنون در بياضه وجوار امازاده بياضه آرميده است كه باني مسجد جامع فرخي نيز بوده اند ) بود که نژاد او به امام هفتم شیعه می رسد . اسدالله مردی فاضل بود که روزگار را به پیشه وری می گذرانید اما پس از تاسیس مدرسه در خور به عنوان یکی از نخستین معلمان منطقه خور و بیابانک کمر همت به آموزش کودکان دشت کویر بر بست و پیشه معلمی را برگزید وتا پایان عمر تا سال 1310 شمسی(سال درگذشت20 دیماه 1310شمسی) در این کار اهتمام نمود.
منتخب اهل ذوق بود و آثاری از جمله:
منظومه ای در عشق و جوانی،گل عمو نامه،منظومه بی وفايی مردان،فتحنامه،مسعود نامه،در ادب نسوان و نوشنامه از او بیادگار مانده است.
مادر حبیب، بارقه(درگذشت بیست دیماه 1311 شمسی)، دختر زاده صفایی جندقی، فرزند ابوالحسن یغما جندقی(متولد 1196تا 1278هجری قمری) شاعر بلند آوازه و شورشگر و منتقد قرن سیزدهم بود . به همین مناسبت حبیب در جوانی نام خانوادگی مادری خود یغمایی را برگزید .
نیای پدری و نیای مادری حبیب هر دواز زمره عالمان و ادیبان بودند و شگفت آنکه از لحاظ منش یکی مجتهد و قاضیی صاحب فتوا و دیگری شاعری شورشی بود که خدا را نه در مسجد که در خرابات و میکده ها باز میجست وعلیرغم اعتقاد به پروردگار و نیکان و پاکان و اینکه بیشتر دارائی خود را در سراسر خطه بیابانک وقف حسین ابن علی نمود وزیباترین وپر احساس ترین سوگسرودهای ماه محرم از قلم او تراویده است تن به اندیشه مذهبی روزگار نمی داد و بر ضد راه و رسم موجود شوریده بود. نیاکان پدری و مادری حبیب ، یغما و قاضی سید میرزا هر دو معاصر هم بودند و با یکدیگر مخالف که یغما خصم ملایان و مفتیان بود و سروده بود .

به نظر مي رسد اين جدايي و فاصله افتادن حبيب يغمايي از جد پدريش و سادات مكرم ناشي از مذهبي بودن مرحوم ميرزا قاضي (جد پدري) و فاصله داشتن يغماي جندقي (جد مادري حبيب) از ديدگاه ملاهاي آن دوره بوده است .

 

نوشته شده توسط محمودرضارحماني در 14:2 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و هشتم دی 1387

بازهم اومدم شما هم بياييد!!!!!!!!!

سلامي گرم خدمت دوستان عزيز همشهري

چند وقتي بود كه به دلايلي از جمله وبلاگ "فروي بلاگفا" كمتر فرصت به روز

كردن اين وبلاگ را داشتم اما بعد از اين سعي مي كنم اين وبلاگ را فقط

درباره فرخي فعال داشته باشم از همه دوستان مي خواهم مرا ياري كنند

وفقط شعار ندهند و هربار سر مي زنند يك مطلبي هم درباره فرخي برايم

بگذارند .

نوشته شده توسط محمودرضارحماني در 15:54 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و هشتم دی 1387

قنات رگ حياتي كوير

 
اين مطلب را شايد با اين اوضاعي كه براي دشت فرخي ايجاد شده داستان قنات وتقسيم آب
 
روستا به شكل قديمي در همين جا به عنوان يادگاري باقي بمونه و در آينده كشاوزها قدر اين
 
آب و منابع آن را بيشتر بدونند .  

 رشته قنات فرخی با بیش از ۱۳ کیلومتر طول دشت وسیع فرخی را سیراب می نماید. این رشته قنات در حال حاضر به دلیل کمبود آب در کنار آن یک حلقه چاه عمیق نیز حفر شده است.

آب قنات کشاورزی فرخی دارای 720 دانگ است که در میان کشاورزان تقسیم شده است.

این آب طی یک دوره 10 روزه در میان کشاورزان تقسیم می شود.

تقسیمات این 10 شبانه روز  به شرح زیر می باشد:

 

    روز                                                        شب

عبادون ebaadoon                                   سیدون sayyedoon

قلندرون ghalandaroon                          رحیمی rahimi

حسن قاسمون hasan ghasemoon            کبلا علی kabla ali

مرد خدا marde khodaa                         میر mir

غلومعلی gholoomali                            وزیر vazir

مراد moraad                                        مزگه mazga

تاجدینون taajdinoon                            حاجی haaji

زیندینون zeynadinoon                          آرون aarawoon

میر حسن(میه رسّو) miyarasso                 أ رضا a razaa

أ دول a dol                                          مسیب mosayyeb

این تقسیم آب پس از ده روز جابجا می شود و آبی که در روز بوده در ده روز دوم به شب منتقل شده و

آب شب به روز می آید.

واحد سنجش آب کشاورزی با نام تاس taas می باشد که معادل 7.5 یا 8 دقیقه در نظر گرفته می شود.

مقسم آب را میرأ mira یا همان میراب می نامند و محل تقسیم آب را پای تشته می گفته اند.

 

آب قنات فرخی پس از ظاهر شدن در روی زمین که آن را لرد lard می­گویند از دو حوضخانه که در اصطلاح

 حوضو گفته می­شود عبور می­کند.

در محل کاهشور که پس از حوضوی دوم واقع شده است دو جوی آب می باشد. در این مکان تقسیم

اولیه آب برای اراضی صورت می گیرد.

یک جوی آب به سمت کلمبو kolamboo و یک جوی آب به سمت شیهو shihoo سرازیر می شود.

نوشته شده توسط محمودرضارحماني در 15:48 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و هشتم دی 1387

گردآوري وصاياي شهداي فروي

 

دوستان عزيز دوست دارم مارادرجمع آوري

وانتشار وصيت نامه شهداي فرخي و

ديگرآثاراونهاياري كنيد البته هر كسي كه

اطلاعاتي داره مي تونه براي ما پيام خصوصي

بذاره تاباهاش تماس بگيريم ...

نوشته شده توسط محمودرضارحماني در 15:11 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و هشتم دی 1387

فعالیت گسترده گنج یابها

 
 
باخبر شدیم تعدادی از گنج یاب های نامرد فعالیت مرموزانه ای در منطقه واطراف فرخی شروع کرده اند که تاکنون عکس العمل جدی را از سوی نیروهای نظامی بدنبال نداشته و تقریبا بیشتر جاهای قدیمی و خانه های قدیمی مملو از چاله ها وحفره های عمیق از سوی گروهی یاغی وگرسنه شده است که جز کسب چندهزارتومان به فکر دیگری نیستند  در این میان خانه های مسکونی سلمگان و نصرآباد بیشترین آسیب را دیده است .
نوشته شده توسط محمودرضارحماني در 15:8 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و هشتم دی 1387

فروي (فرخي) در دوران گذشته 1

اين مطلب را بخوانيد تا جايگاه واقعي فروي (فرخي ) برايتان آشكار شود يعني زماني كه روستاهاي چاهملك ، جعفرآباد ، ابراهيم آباد و ... هنوز شكل نگرفته بودند ، خور هنوز شهر نشده بود و نيز روستاهاي جنوبي خور(از جمله بياضه) زيرمجموعه منطقه ديگري بوده اند. ببينيد كه استقلال منطقه جندق و بيابانك فرخي (با توجه به نزديكي فرهنگ فرخي وجندق در گذشته و تعيين حاكم فرخي از سوي جندق) چگونه زير چكمه هاي رضاخان پهلوي له شده است .

‏‎ بر‏‎ حسب وظيفه‌‏‎ وبراي روشن شدن اذهان راجع به مقاله "خورو بيابانك شهرت ديرينه خود را درمي يابد "‏‎ كه در شماره‌ 1276‏‎ روزنامه‌‏‎ همشهري‌‏‎ 21/3/137۶ صفحه هفت به چاپ رسيده است تقاضا دارم ترتيب چاپ اين نوشته ها رابدهيد :‏‎

منطقه اي كه در جنوب كوير مركزي – و نه مطابق پندار ناصواب نويسنده مقالت مذكور در مجاورت كوير لوت – قرار دارد ، منطقه اي است وسيع ، اما به لحاظ بارش ، نوع خاك و پوشش گياهي نادراست . از همين جهت اهالي روستاهاي واقع در اين منطقه آب مورد نياز كشاورزي ودامداري ومصارف زندگي روزانه خودرا از قناتهاي كهن تأمين مي كنند .

نحوه استقرار روستاهاي اين منطقه از روزگاران  گذشته به صورت‌مركزي‌ شكل‌‏ گرفته و هنوزهم ساختار مركزي به لحاظ شبكه هاي دسترسي  ، خدمات عمومي وحتي نسبتهاي خويشاوندي حفظ شده است. بنابراين هرگونه پژوهش وبررسي و ارائه پيشنهاد درباره ويژگيهاي جغرافيايي ، فرهنگي و اقتصادي منطقه بدون توجه به اين ساختار راه به جايي نمي برد . مركز اين منطقه به لحاظ فرهنگي و اقتصادي از ايام گذشته بويژه پس از اسلام آوردن ايرانيان روستاي سرافراز و بلند آوازه جندق بوده است . پيشتازي اهالي جندق در تشرف به اسلام به اين موقعيت ممتاز استحكامي دوباره بخشيد . يادداشتهاي سفرنامه نويسان از حكيم ناصرخسرو قبادياني گرفته تا دكتر آلفونس گابريل هم برهمين معنا گواهي مي دهد و بيابانك همواره به عنوان پيوست نام جندق به كار مي رفته است  .

به واقع مي توان گفت كه جندق – كه طبق امر رايج درميان اهالي و نيز تأييد برخي مرخان زندان و تبعيد گاه ساسانيان بوده – و روستاي فروي كه اينك به فرخي مشهور است وبا توجه به ريشه شناسي نامش مي تواند نام پادگان يا مركز نظامي همانان بوده ، كهن ترين روستاهاي ايت منطقه اند و هريك از اين روستاها منظومه اي از مزارع و روستاهاي كوچك را در گرد خود دارند كه همه به همان مركز وابسته است واين وابستگي چنانكه گفته شد تاكنون ادامه يافته است .

روستاها و مزارع مصر، نقاباد ، هد ، گزستان ، اشتادان و ... از منظومه جندق و روستاهاي آبادان ، خور و قادرآباد از منظومه فروي (فرخي) به شمار مي رفته اند .

موقعيت ويژه جندق بويژه پس از نزول اجلال عالم فرزانه وحكيم الهي "محمدباقر بن محمدجعفر شريف طباطبايي " رضوان ا... عليه ، امتيازي خاص يافت . اما پس از روي كار آمدن رضاخان و كوشش وي در يكسان سازي ومحو فرهنگهاي منطقه اي ، خور به عنوان مركز اين منطقه برگزيده شد و البته در آن هنگام اين انتخاب به هيچ روي طبيعي نبود و تنها مقاصد سياسي و فرهنگي دولتي آن را توجيه مي كرد . بنابراين معلوم است كه نام خورو بيابانك نامي است تازه ساخته شده كه آن را به جاي جندق وبيابانك گذارده اند . اما اينك پس از گذشت سالها خور در منطقه به عنوان مركز دولتي پذيرفته شده – گرچه تفاوتهاي فرهنگي به قوت خود باقي است اما راجع به نامهايي كه نويسنده مقاله پيشنهادكرده است ، بهتراست به جاي پرداختن به نامهاي مهجور (اگر بنا به تغيير نام است )- ضمن احترام به ديدگاه اهالي منطقه به نامهاي مظاهر طبيعي يا عالمان وهنرمندان و شاعران اين ديار مانند يغماي جندقي و ديگران توجه شود ؛ گرچه نام برگرفته از كيان اگرتوجيه تاريخي ومنطقي پيدا كند مناسب است .

مشهد – محمد باقر طباطبايي  _ همشهري آبان 1386

مقاله اي كه در برخي بخشها همراه با اشتباهات و گاها به دور از واقعيت در روزنامه همشهري به چاپ رسيده بود و مطلب فوق پاسخ و تكميلي به آن بوده است كه در ادامه آمده است :  


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمودرضارحماني در 15:0 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و هشتم دی 1387

نخل گرداني فرخي

محرم جلوه اي از استقامت اهل بيت (ع) است در برابر ظلمي كه اسلام را در پشت پرده اي سياه پنهان كرده بود و اكنون بعد از سالها مردم اين ديا شيعه با تكرار سنت ها تلاش مي كنند ياد آن شهداي راستين را  جاودانه گردانند .

صورتهاي تمثيلي و رمزي رفتارهاي مذهبي و كاربرد اشياي نمادين درمناسك و مراسم مذهبي داراي معاني ويژه اي است كه درك آنها و ارزشيابي آنها با معيارهاي بيرون از حوزه تفكرات ديني بيگانه با عقايد مردم تا حدودي دشوار مي نمايد. بنابراين، فلسفه پيدايي چنين صورتهاي مثالي و شبيه ها و تابوت واره ها در رفتارهاي آييني ـ عبادي مردم هر جامعه را بايد در فرهنگ ديني همان جامعه و درنظام اعتقادي مردم آن در گذشته هاي دور و در تاريخ اسطوره اي و فرهنگهاي درآميخته آن مردم جست وجو كرد. از طرفي ديگر مراسم و مناسك محرم بويژه عاشورا و تاسوعا و ده روزه اول محرم علاوه بر اينكه جنبه مذهبي براي مردم اين سرزمين داشته باشد، ريشه در باورهاي اسطوره اي و آرماني آنها دارد و حتي بسياري از افرادي كه چندان پايبند به آداب و سنن مذهبي نيستند، براي اين ايام و مراسم و رسومات آن ارزش فراواني قائلند و بدان پايبندند. سؤال اصلي اين است كه اين رسم و رسومات از كجا و كي درميان شيعيان جهان و البته ايران رواج و رونق يافته؟ اين علم و بيرق و علامتها نماد و نشانه چيست؟ ريشه در كدام باور و حادثه تاريخي مان دارند؟ و چگونه با گذشت ايام دستخوش تغيير و تحولات شده اند و تا به شكل امروزي درآمده اند؟

براي يافتن پاسخ سؤالات فوق بايد پيش از هر بحث و عنوان موضوعي به سابقه و سليقه و پيشينه تاريخي و اسطوره اي اين رسم و رسومات پرداخت. «علي بلوكباشي» گردآورنده و محقق ساليان سال فرهنگ و سنن ايران در كتاب پرمحتوا و جذابش «نخل گرداني » ساختن شبيه شهيدان و تابوتهاي تمثيلي شهيدان و آيين حمل آنها را در دسته هاي عزا در فرهنگ ايران بسيار دور و دراز مي داند و معتقد است پيشينه اين مراسم و مناسك به دورترين ايام دوران اساطيري و تاريخي ميهن مان بازمي گردد. نمونه برجسته و معتبر آن آيين سوگواري سالانه مرگ سياوش و حمل و گرداندن تابوت است. بنابر روايتهاي تاريخي، مردم فرارود (ماوراءالنهر) تا نخستين سده هاي اسلامي، هر ساله درمراسم يادمان سال مرگ سياوش، قهرمان اسطوره اي ايران كه خون پاكش به ناحق بر زمين ريخت، شبيه او را مي ساختند و در معماري يا محملي مي گذاشتند و بر سرزنان و سينه كوبان و نوحه خوانان در شهر مي گرداندند.

 در ادامه مي خوانيد:

مراسم سنتي نخل گرداني فرخي

«حسين- حسين» تكرار هماهنگ كلمات

 فاتحه خواني در منازل صاحبان عزا

شب شام غريبان


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمودرضارحماني در 14:50 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفدهم فروردین 1387

در روز روشن حق كارگر خورده مي شود

 

 

هميشه دوست داشتيم كارخانه ، شركت ودر كل صنعتي درمنطقه ويا آبادي خودمان فعال شود تا ازمهاجرت جوانان ونيروي كار منطقه وروستاها جلوگيري شود .

 

بالاخره بخشي ازآرزوها بافعاليت شركت پتاس محقق شد اما دربخشهايي از اين مجموعه بزرگ

 بي عدالتي هايي در حق جوانان ما صورت مي گيرد كه نوعي كلاهبرداري ودورزدن قانون است وبايد مسئولان فكري به حال پيمانكاران گردن كلفتي بكنند كه درحال ريشه دواندن هستند

 درزير بخشي از كارهاي خلاف قانوني را كه اين شركتهاي پيمانكار انجام داده اند ونهايتاَ به

 پايمال شدن حقوق كارگران بدبخت منجر شده اشاره مي كنم شايد فريادرسي داداين قشر مستضعف را ستاند :

 

1-    باوجود بيمه بودن كارگران ازآنها امضا گرفته اند كه ايام تعطيل سال حقوق ندارند .

2-    هر سال بدون اينكه عيدي بدهند از كارگران امضا مي گيرند كه به آنها عيدي پرداخت شده است .

3-    مرخصي ندارن ودر صورت گرفتن مرخصي ، درروزهاي مرخصي حقوقي ندارند .

4-    اين كارگران راروزمزد تلقي كرده واز كليه مزاياي بيمه محرومشان كرده اند .

 

در روز روشن حق كارگر خورده مي شود وكسي نيست كه دين داشته باشد و بگويد به چه حقي  حقوق واقعي يك كارگر خورده مي شود .

 

حالا اگر دلتان سوخت وبه غيرتتان برخورد فكري به حال اين قشر مظلوم وبي سروصدا بكنيد .

نوشته شده توسط محمودرضارحماني در 17:2 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفدهم فروردین 1387

شهرهاي كويري نايين

 

آنچه خبرنگار خبرگزاري ميراث خبر از شهرهاي كويري نايين ديده است

شهرهاي کويري شهرستان نايين شامل : نايين ، انارک، جندق و خور است. اگربه سفر به کويرعلاقه مند هستيد  با ما همراه باشيد.

 

نايين

 

نايين يکي از شهرستان هاي کويري اصفهان است.

نايين از شهرهاي ايران باستان و يکي از ولايت‌هاي پنج گانه استان (کوره) فارس، يعني پايتخت هخامنشيان بوده است. در زمان گسترش اسلام مردم نايين به اين دين گرويدند. در قرن پنجم ه.ق نايين مانند ساير شهرهاي اصفهان مورد توجه قرار گرفت و در زمان حکومت سلطان محمد خدابنده (الجايتو) و غازان خان در نايين آثار با ارزشي چون مسجد بابا عبدالله، عمارت امامزاده سلطان سيد علي و مناره مسجد جامع اين شهر ساخته شد. در قرن هشتم در جنگلي که ميان ملک اشراف، با امير مبارزالدين در گرفت و به شکست اشراف انجاميد، نايين و مردم آن آسيب فراوان ديدند.

در اوايل قرن دهم ه. ق سران آق قويو نلو در حوالي نايين با يکديگر به ستيز برخاستند که از رهگذر اين جدال‌ها، شهر پريشان شد و ويراني بسيار ديد. در دوره صفويان نايين رونق يافت. دراين دوره، باروي شهر مرمت شد و بناهاي جديدي در آن احداث گشت. در سال 1000ه.ق هنگامي که اصفهان به پايتختي ايران برگزيده شد نايين که در زماني تابع يزد بود، در محدوده اداري اصفهان جاي گرفت. از وقايع مهم دوران صفويه در نايين دعواي نعتي و حيدري بود که اين اختلاف‌ها در عصر مشروطيت هم ادامه يافت. با سقوط اصفهان به دست افغان‌ها (در سال 135 ه.ق) شهر نايين که بر سر را ه سربازان مهاجم قرارداشت، بسيار آسيب ديد ولي بر اثر مقاومت مردم نايين، شهربه دست افغان‌ها نيافتاد، در اين زمان گروهي از سادات طباطبايي ساکن اصفهان و زواره به نايين کوچ نمود ودر دوره قاجار نايين مورد بي‌مهري پادشاهان وقت قرار گرفت. در اين دوره نايين سخت آشفته و نا امن گشت زيرا دراين زمان نايين يا صحنه جنگ شيخي‌ها و «بالاسري» ها و يا ميدان نزاع‌هاي حيدري و نعتي بود که در دوره صفويان در تمام شهرهاي ايران آغاز گشته و دامن زده مي‌شد و همچنين محل تاخت و تاز ياغياني همچون نايب حسين کاشي بود.

در سال 1327 شمسي نايين رسماً شهرستان اعلام شد و بخشداري آن به فرمانداري تبديل گشت. شهرستان نايين از شمال به استان سمنان، از شرق به استان خراسان، از جنوب به استان يزد و از مغرب به شهرستان‌هاي اردستان و اصفهان محدود مي‌شود.

در نايين غارهاي متعدد وجود که بيشتر آن‌ها ناشناخته مانده فقط غار ميله در نزديک «چاه خربزه» شناخته شده است. در نزديک چشمه آب قديمي انارک نيز غاري وجود دارد که درب آن بسته است. اي بسا که اگر آن را بگشايند ناشناخته‌هايي از آن شهر براي باستان شناسان آشکار گردد.

بخش عمده شهرستان نايين سرزميني کويري است که يکي از زيباترين جاذبه‌هاي طبيعي اين شهرستان محسوب مي‌شود. در جاي جاي کوير تپه‌هاي بزرگي از ريگ پديد آمده که هر يک به نامي شهرت دارد. از اين جمله آن‌ها ريگ جن يکي از زيباترين و در عين حال خطرناک‌ترين مناطق کوير است. همچنين صحنه‌هاي زيبا و افسون‌گر سراب از جلوه‌هاي بديعي است که تنها در اين مناطق کويري مي‌توان يافت.

 

آثار تاريخي

 

مساجد جامع نايين: يکي از مهم‌ترين آثار تاريخي نايين به مسجد جامع علويان مشهور است. ساختمان اصلي مسجد متعلق به قرن چهارم ه.ق و بسيار مشابه مسجد تاريخانه دامغان مي‌باشد. مسجد بابا عبدالله، مسجد جامع قديمان، مسجد خواجه خضر، مسجد شيخ مغربي، مسجد سر کوچه محمديه: مسجد سر کوچه با قدمتي بسيار زياد يکي از مساجد اوليه ايران محسوب مي‌شود. پلان اين مسجد مستطيل شکل است با گنبدي در وسط و در قسمت فوقاني بنا، کتيبه‌هاي کوفي به رنگ لاجوردي که آياتي از قرآن مجيد بر آن نقش زده‌اند. اين مسجد در نخستين سده‌هاي ه.ق احداث شده است.، مسجد جامع محمديه، مسجد جامع روستاي بافران.

 

خانه‌هاي تاريخي

 

خانه پيرنيا: اين خانه مقابل مسجد جامع نايين قرار گرفته و يکي از يادگارهاي ارزشمند دوره صفويه است. نخست سيدي از اهالي زواره به عنوان نماينده شاهان صفوي در اين خانه حضور داشته و به رفع و رجوع امور شهر نايين مي‌پرداخته. بعدها اين خانه به خاندان پيرنيا رسيده است. گچ‌بري‌ها و نقاشي‌هاي ايوان شاه‌نشين و کرسي و اطاقک فوقاني چشم‌نواز و خيره‌کننده است. در اين گچ‌بري‌ها تزيينات متنوع معماري چون رسمي‌بندي، کاربندي، يزدي‌بندي و... است. يکي از محققين خارجي معتقد است اولين دوره صفويه دراين خانه کار شده است کنار نقاشي روي ديوار اشعار زيبايي نيز نقش بسته است در قسمت ايوان شاه‌نشين تصاوير زيبايي از هفت پيکر نظامي بر ديوارها نقاشي شده است. فضاي اصيل مساکن سنتي موجود در خانه عبارتند از: ورودي، هشتي، غلام گردش، ايوان شاه‌نشين، اطاق نشيمن پاکرسي، دلان، بخش تابستان‌نشين و زمستان نشين. اين خانه در سال 1373 به موزه مردم شناسي کوير نايين تبديل گشت و اداره ميراث فرهنگي نايين در اين خانه مستقر است.

خانه تاريخي فاطمي: اين خانه درست در ميان بافت قديم، در کنار بازار و بناي تاريخي نارين قلعه قرار دارد. اين خانه مربوط به دوره قاجار و متعلق به خاندان فاطمي است. خانه فاطمي‌ها داراي بخش هاي اندروني، بيروني، حياط خلوت، تالار ارسي و گوشواره با تزيينات گچ‌بري، نقاشي معرق‌کاري و نيز درهاي زيبايي مشبک کاري است.

 

بازارها

 

بازار نايين: بازار نايين به صورت خط مستقيم به طول 340 متر از دروازه چهل دختران شروع شده و به مسجد خواجه خضر منتهي مي‌شود. اين بازار مسقف است و نوع معماري آن به گونه‌اي است که با کوچه‌هاي فرعي و اصلي به حسينيه‌ها و مراکز محلات مربوط مي‌شود. اين بازار داراي چهار سوق است. دکان‌هاي اين بازار با طرح‌هايي متنوع و متفاوت ماندن در بازار را تحمل پذيرتر کرده و از يکنواختي و دور نگه داشته است. اين بازار در حال حاضر به علت انتقال مغازه‌هاي آن تا چند سال پيش فعال بودند و بازار شلوغ و پر رونق بود. چند اثر مهم و تاريخي شهر نايين چون مسجد شيخ مغربي، مسجد خواجه و حسينيه چهل‌دختران در اين بازار واقع شده‌اند. بازار ناييين از جمله بازارهايي است که در دوران‌هاي مختلف توسعه يافته است. و در دوره ايلخانان بيش از هر زمان ديگر توسعه يافت. ورودي بازار يکي از مهم‌ترين دروازه‌ها شهر محسوب مي‌شده است. اين مجموعه داراي دو کاروانسرا نيز هست. سقف اين بازار گنبدي و طاقي ضربي است که نورگيرهايي دايره اي شکل در وسط طاق‌هاي آن پيش‌بيني شده است.

 

باغ مصلاي نايين: مصلاي شهر نايين، باغي وسيع و زيبا ست که تا چند سال پيش تفرجگاه مردم نايين بوده است ديوارهاي آجري آن بلند و کنگره‌اي است. چهار برج به طور قرينه در چهار گوشه آن قرار دارد. درب اصلي باغ در سمت شمال شرقي، رو به امازاده سلطان سيد علي باز مي‌شود. در محل ورود به حياط يک هشت ضلعي ورودي آن هشتي، بالا خانه‌اي است هست که محل کتابخانه مرحوم معاضد السلطنه پيرنيا بوده است. وسط باغ بقعه‌اي هشت ضلعي هست که دو سه پله از سطح زمين بلندتر است. اين ساختمان به صورت چهار ايواني است و بر فراز آن گنبدي بلند و زيبا هست که با کاشي فيروزهاي رنگ پوشيده شده است. زير گنبد مرحوم حاج عبدالوهاب و حاج محمد حسن کوزه کناني به خاک سپرده شده‌اند. حاج عبد الوهاب، عارف شهير و جد اعلاي خاندان پيرنياست. ساختمان بقعه مربوط به عهد قاجار است. يه فاصله کمي از ورودي، سنگ مرمر نفيسي نصب شده که تاريخ آن مربوط به سال 935ه.ق است. اين سنگ متعلق به مزار سيد علي بن احمد نور بخش (بزرگ سلسله نور بخشيه) معاصر شاه طهماسب صفوي است. در يکي از اضلاع باغ آب انباري ساخته شده که داراي دو راه پله است. يکي از اين راه پله‌ها در بيرون باغ و افع شده است اين آب انبار داراي دو باد گير بلند و زيبا نيز مي‌باشد.

 

نارين قلعه: از مهم‌ترين و قديمي‌ترين بناهاي شهر نايين، قلعه‌اي است به نام «نارين قلعه» يا «نارنج قلعه». اين قلعه بنا بر نوع مصالح و سبک بنا، مربوط به دوران پارت‌ها يا ساسانيان است. که از آن به عنوان دژ يا کهن دژ شهر استفاده مي‌شده است. به ويژه آن که اين بنا درست درميان بافت تاريخي نايين قرار گرفته است. درباره کارکرد قلعه اطلاع صحيحي در دست نيست. اما گمان مي‌رود اين قلعه، همراه با فضاي اطراف، مرکز اداري و نظامي شهر بوده باشد. متأسفانه امروزه از اين بنا چيزي جز چند ديوار خشتي و بقاياي يک قلعه عظيم باقي نمانده است.

قلعه عاشوراگاه (آشورگاه): اين قلعه از معروف‌ترين بناهاي نايين است که بالاي کوهي مشرف بر محله زيباي محمديه قرار گرفته است. عاشوراگاه تقريبا از تمام نقاط محمديه و از جاده نايين به انارک ديده مي‌شود. چنانچه به محض ورود به محمديه نخستين بنايي که به چشم مي‌خورد قلعه عاشوراگاه است. بنابر موقعيت سوق الجيشي اين قلعه احتمالا از آن به عنوان دژي دفاعي استفاده مي‌شده است

قلعه يا برزو نيستانک: اندکي دورتر از کاروانسراي مشهور نيستانک در مدخل روستا دژي کوچک اما بسيار مستحکم قرار دارد که يکي از دلايل ادعاي مردمان مبني بر تعلق اين روستا به برزو نيبره رستم دستان است. اين قلعه داراي پي و ديوارهاي بسيار قطوري است چندان که نيمي از حجم آن پي‌ها و ديوارها تشکيل مي‌دهند. اين دژ از بيرون يک مکعب مستطيل عظيم و از درون يک هشت ضلعي کوچک و مدور است. بناي دژ در سه طبقه ساخته شده که طبقه اول آن يک هشتي با سه اتاقک و يک راهرو کوتاه با يک ديوار سنگي است. طبقات دوم و سوم فضاي گسترده‌تري هستند که با پله‌هاي تو در تو به هشتي راه مي‌يابند. دژ علاوه بر ورودي کوتاه و در سنگي عظيم، داراي راهي مخفي است که خروج آن گم شده است يا فعلا نا معلوم است

آتشکده سپرو: بقاياي اين آتشکده چند سال قبل برفراز شيرکوه در روستاي سپرو در 30 کيلومتري شمال غربي شهر نايين کشف شده ولي هنوز اطلاعات زيادي از آن منتشر نشده است.

 

يخچال‌هاي قديمي

 

در شهرستان نايين و حتي در پاره‌اي مناطق غير مسکوني، يخچال‌هاي قديمي يکي از مناظري است که با مخروطي خود، چشم را نوازش مي‌دهند. از مهم‌ترين و زيباترين يخچال‌هاي شهرستان نايين، يخچال واقع در محله كلوان نايين است. يخچالي نيز در محمديه، پشت کوهي که قلعه عاشورگاه بر فراز آن است وجود دارد. اين يخچال با کوه «کليزه» در دور دست بيابان هماهنگي شگفتي ايجاد کرده است. همچنين يخچال روستاي بافران و يخچال دو قلوي خور که متعلق به دوران صفويه است و نيز يخچال مهرجان جزو يخچال‌هاي جذاب منطقه‌اند.

 

بافت نايين: يکي از زيباترين جاذبه‌هاي شهرستان نايين بافت شهري يا روستايي مناطق مسکوني آن است. اين بافت ترکيب چشم نوازي از خط و منحني‌ها است. ديوارها پشت بام‌هاي گنبدي پيچ در پيچ. چنانچه در کوچه پس کوچه‌هاي نايين در خاطراتي گنگ و دور مانده غوطه ور مي‌شويم و احساسي مبهم و ناشناخته گام‌هايمان را کند مي‌کند تا صداي کسي را درون خيال و خاطره‌هاي خود بشنويم و از کوچه‌هاي نايين دل نمي‌کنيم.

 

واما بافت محله محمديه انگار چشم انداز خاطره‌هاي ديروزاست. محله محمديه از جذاب‌ترين مناطق بخش مرکزي نايين است. اين محله به موقعيت و نماي زيبا مورد توجه گردشگران است. در مرکز اين محله تپه‌اي قرار گرفته که بر بالاي آن قلعه زيباي آشورگاه ساخته شده است. در پايان تپه کارگاه عبا بافي در دل زمين کنده شده‌اند و مرد سالخورده در اين کارگاه به بافت عبا مشغولند. مردم محل اين کارگاه را «سرداب» مي‌نامند. محله محمديه داراي سبط‌هاي متعدد و گذرها و گنبدهاي زيبا و بناهاي تاريخي بسيار است.

انارک، يکي از بخش‌هاي شهرستان نائين است که در شرق استان اصفهان واقع شده‌است. احتمالاً اين شهر در زمان ساسانيان، واحه‌اي بر سر راه معدن سرب و نقره نخلک بوده‌است. دوره‌هاي پس از آن، يعني در زماني که ديگر معدن نخلک به معادن متروک بدل گشته بود، انارک يک شهر ارتباطي بين جنوب و مرکز به شمال ايران بشمار مي‌آيد, خط سيري که از نائين شروع و به انارک , خور , طبس و سپس مشهد منتهي مي‌شود. بناي اولين خشت انارک را به اعتبار سخني منقول، به زمان شاه عباس منسوب مي‌دارند. تنها سند معتبر راجع به ساخت و سازهاي انارک , نامه ميرزا تقي خان اميرکبير مبني بر پرداخت وجهي براي ساخت قلعه‌اي به منظور تأمين امنيت محل از دستبرد راهزنان خطاب به کدخدايان انارک مي‌باشد. بقاياي برج و بارو, در و دروازه, کوچه و پس‌کوچه‌هاي باريک و پرپيچ و خم اين شهر نشان از انديشة امنيتي- دفاعي در ساخت بافت شهر دارد. اين مجموعه شامل کاروانسرا, مسجد جامع, حمام, حسينيه و خانه‌هاي مسکوني است که هريک با بهره گيري از معماري سنتي ساخته شده‌اند. کالبد قديمي انارک، شامل هفت محله‌است که بر اساس وضعيت طبقاتي، موقعيت مکاني و کاربري محلات نامگذاري شده‌است و شامل محلات بيابانک, بيک علي, حصار, عرب ها, سراب, قافله گاه و جوباره مي‌گردد. بادگيرهاي بلند و زيبا, صفه‌هاي دلنشين رسمي بندي‌ها و تزئين‌هاي اجرکاري, فضاهاي داخلي و خارجيِ بناها را مزين نموده‌اند. در اين مقاله بافت سنتي و معماري روستايي کوير با تکيه بر آثار و بناهاي تاريخي مورد بررسي و معرفي قرار گرفته‌است.

 

جاذبه‌هاي تاريخي و معماري

 

مسجد جامع انارک: اين مسجد جامع محمد رضا نيز معروف است به محله سراب، کنار چشمه آب انارک واقع شده است. باني اين مسجد شخصي به نام محمد رضا و تاريخ بناي آن درسال 1181ه.ق، مقارن با حکومت زنديه در ايران است. اخيرا جهت استحکام مسجد، ديوارهاي آجري آن را با سنگ ساختماني و سيمان روکش کرده‌اند که به زيبايي و اصالت بنا آسيب فراوان وارد آمده است.

مساجد ديگر انارك عبارتند از مسجد حاج محمدرضا، زکريا و يک حسينيه.

 

کاروانسراها

 

کاروانسراي انارک: اين کاروانسرا به چهار ايواني است و در محله رباط قرار دارد و در دوران قاجار به دست حاج محمد ولي ساخته شده است. در ضلع شرقي کاروانسرا کتيبه اي بر سنگ مرمر با خط نستعليق نوشته شده که به تاريخ 1310 ه.ق و به باني اشاره مي‌کند.

رباط مشجري: اين رباط با وسعتي معادل 1000 متر مربع از آثاري زيباي انارک است که بين راه قديم چوپانان به انارک، واقع شده است مصالح آن آجر و سنگ است و در تاريخ 1301 ه.ق به دست حاج مهدي انارکي ساخته شده است.

 

بافت انارک: انارک از هر سمت چشم اندازي متفاوت دارد. از کنار جاده، برج و باروي شهر ديده ميشوند که بالاي کوه برجي بلند قرار گرفته و ديوارها و حصار شهر از کوه سرازير شده و پيرامون شهر چرخيده است. از سمت شمال، شهر انارک انگار رديف بيپاياني از بادگيرها است که همگي رو به شمال ايستادهاند تا هوايي خنک به خانه ها ببرند. خانه هاي بافت قديمي انارک از پلان خاص و واحدي پيروي نمي کند بلکه بنا به مقتضيات موقعيت مکاني و ميزان زمين ساخته شده اند. در اين خانه بادگير عنصر اصلي خانه است. در خانه هاي عياني و بزرگ بادگير بر روي صفه (ايوان بزرگ خانه) قرار دارد و در خانه هاي کوچک بادگير بر روي يکي از اتاق ها قرار گرفته است. اتاق ها به سبک طاق و چشمه و در دو طرف حياط بنا شده اند. در بيش تر خانه ها از آجري کاري به عنوان پنجره و نرده استفاده شده است و تمام اتاق ها داراي طاقچه هستند. بيش تر خانه هاي انارک (بخصوص خانه هاي عياني) به دست معماران اردکاني و يزدي ساخته شده اند. متأسفانه تخليه شدن خانه هاي قديمي انارک و مهاجرت ساکنين آن ها به شهرک نوساز (در غرب انارک) موجباب تخريب بافت قديم شهر و ويراني آن ها را فراهم کرده است.

حداکثر جمعيت اين بخش را کارگران معادن که از نقاط مجاور به اين منطقه مهاجرت کرده اند تشکيل مي دهند

چشمه بازياب: در مسير مهرجان به چوپانان اندکي دورتر از از جاده اصلي، منطقه بازياب در دامنه کوهي بلند قرار گرفته است که در آن چشمه‌اي آبي بسيار گوارا قرار دارد. آب اين چشمه در ميان منطقه کويري خود از شگفتيهاست؛ وليکن گوارايي آن به معجزه مي‌ماند. بر ديواره کوه نيز حفره‌هايي بسيار صعب العبور هست که ظاهرا در قديم انبار و محل نگاهداري اشياء و کالاهاي خاص بوده است.

زباني که در انارک به آن صحبت مي‏شود زباني بينابين فارسي دري و زبان زرتشتي است..

 

جندق

 

اين شهراز توابع شهرستان خور در 350 کيلومتري شمال شرقي اصفهان قرار دارد .. جندق از شمال به کوير بزرگ , از غرب به کوير ريگ جن و سلسله کوه هاي جندق , از جنوب به بياباتهاي اطراف خور و از شرق به حاشيه جنوبي دشت کوير محدود مي شود . طبق آخرين سرشماري جمعيت جندق 4500نفر بوده است که اکثر مردم آن به دامداري و کشاورزي مشغولند . از مهمترين محصولات آن مي توان به زعفران , گندم و جو اشاره کرد . نان هاي شهر جندق را از ياد نبريد كه بسيار لذيذ است .

زبان مردم جندق فارسي است ، مردم بعضي از روستاها ، چون خور ، گرمه ، خنج ، دادكين ، ارديب ، ايراج و فرخي داراي لهجه‌ي ويژه‌اي هستند و واژگان پهلوي در زبان آنان بسيار است .

شهرستان جندق در زمانهاي گذشته در مسير شاه راه ارتباطي کاروان گذر جندق به بيدستان قرار داشته و کاروانهايي که از سمت جنوب ايران قصد عزيمت به ري و شمال کشور را داشته اند , قبل از عبور از درياي کوير در جندق اتراق مي کرده اند . سون هدين کوير نورد بزرگ سويدي در کتاب کويرهاي ايران به نام جندق اشاره کرده و 2روز را قبل از عزيمت به طرود در جندق سپري کرده است . در حال حاضر جندق محور ارتباطي اصفهان-نايين-جندق-دامغان-مشهد است و مسافراني که از اصفهان و شهرهاي جنوبي ايران قصد عزيمت به مشهد را دارند از اين محور استفاده مي کنند .

از آثار باستاني جندق مي توان به آب انبارهاي فراروان و قلعه انوشيروان عادل اشاره کرد.

شهر جندق داراي يک پمپ بنزين و يک پاسگاه پليس است و هيچگونه مهمانسرا و هتلي در اين شهر وجود ندارد .

 

آداب و رسوم وعيد نوروز و سيزده ‌بدر

 

شب عيد نوروز تمام جندقي‌ها پلو مي‌پزند. روز نوروز در يکي از اطاق‌ها سفره پهن

 

 مي‌کنند. در اين سفره انواع و اقسام آجيل و شيريني مشاهده مي‌شود. بعضي سفره‌ها

 

خيلي مفصل است اما در هر خانه چه فقير و چه غني اين چيزها را در سفره مي‌چيند

 

انار، کماچ، سمنو، مغز بادام تلخ، آش جو، شيريني، آجيل، نان کلوچه و يک بشقاب

 

سبزه که زينت بخش سفره است.

 

چهارشنبه سوري

 

يکي ديگر از مراسم جندقي‌ها چهارشنبه سوري است. غروب سه‌شنبه آخر سال بانوي خانه بوته‌اي را آتش مي‌زند و آن‌را در کوچه مي‌اندازد کوزه آبي با چند دانه اسفند هم روي آتش مي‌ريزد و براي دور شدن بلا مي‌گويد: الابدر، بلابدر؛ هرچه دزده از ده به‌در. شب چهارشنبه سوري بازار فال گوشي و فال کوزه گرم است. بعضي زن‌ها که آرزوئي دارند شب چهارشنبه سوري مقابل در خانه همسايه ايستاده و گفتگوي آنها را گوش مي‌دهند اگر هنگام گفتگو کلمه ”بلي“ را شنيدند به آرزوي خود مي‌رسند فال کوزه به اين ترتيب است که شب چهارشنبه سوري يکي از خانه‌هاي يک محله کوزه‌اي را پر آب مي‌کند و در تنورخانه رو به قبله مي‌گذارد. زن‌هاي همسايه هر کدام اشيائي در کوزه مي‌اندازند بعد سنگي روي تنور مي‌افکنند فردا صبح زن صاحبخانه کوزه را از تنور بيرون مي‌آورد و دخترکي نابالغ با خواندن هر دوبيتي شيئي را از کوزه خارج مي‌کند و به صاحب آن مي‌دهد. صاحب شيء دوبيتي دخترک را به فال بد يا نيک تعبير مي‌کند.

 

قلعه انوشيروان، جزيره اى فراموش شده در دل كوير

 

درون قلعه انوشيروان جندق كه سال هاست به فراموشى سپرده شده هنوز زندگى جريان دارد.جندق از آن روستاهاى كويرى است كه براى درك كوير، معمارى كويرى و مردم شناسى مردم كوير بسيار قابل توجه است.به همين دلايل و به لحاظ داشتن آثار باستانى و طبيعى، مى تواند يكى از روستاهاى هدف گردشگرى باشد.جندق ادغام شده جنب دق و به معنى حاشيه كوير و زمين صاف است. يكى از جاذبه هاى اين روستا واقع شدن در مسير ريگ جن است و عبور از ريگ جن يكى ازبرنامه هايى است كه مى تواند در تورهاى ماجراجويانه مورد هدف باشد.

به گزارش ميراث فرهنگى، ريگ جن ناحيه اى است در كوير مركزى ايران. اين منطقه در جنوب سمنان، شرق درياچه نمك، شمال انارك و غرب جندق قرار دارد.اين منطقه به دليل وسعت زياد و نداشتن چشمه و چاه آب و گرماى شديد، ناحيه اى صعب العبور است.دو كوير شناس اروپايى، سون هدين، كوير شناس سوئدى و آلفونس گابريل اتريشى در شرح سفرهاى خود اشاره اى گذرا به اين ناحيه كرده اند.از آثار باقى مانده از دوران گذشته در جندق، دژ اردبيل و يا قلعه انوشيروان ساسانى است كه از قلعه هاى باقى مانده متعلق به دوره پيش از اسلام است.اين قلعه به دليل عدم رسيدگى در گذشته و همچنين تخريب مقدارى از آن در زمان رضاخان رو به نابودى است و شايد تنها قلعه باستانى است كه هنوز مردم در آن ساكن هستند و به زندگى روزانه خود ادامه مى دهند.اين كه درون اين قلعه هنوز زندگى جريان دارد شايد از جهاتى جالب توجه است ولى جاى تعجب است كه تا كنون هيچ اقدامى براى نگهدارى، بازسازى و نوسازى آن از طرف مسوولان سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى انجام نگرفته است، گويى اين قلعه و ساكنانش، جزيره اى فراموش شده در دل كويرند.

خور

خور مرکز بخش خور و بيابانک از توابع استان اصفهان که داراي فرهنگ غني و پر باري است. تاريخ شکل گيري آن بدرستي معلوم نيست ولي آنچه از شواهد و قراين و دست نبشته‌هاي قديمي استنباط مي‌شود حد اقل تا قرن پنجم و ششم هجري مي‌‌توان آثاري هر چند نا محسوس را مشاهده کرد. خور شرقي‌ترين نقطه استان اصفهان است و با استان‌هاي خراسان و يزد و سمنان همسايه است.

 

خور در گويش زرتشتي همان فرشته نگهبان آفتاب است و البته به معناي خورشيد و آفتاب هم بکار مي‌رود.

 

ناصر خسرو در سال444هجري در سفر نامه خود از بياذه و گرمه (جرمق) نام برده است .وي مجموع آبادي‌هاي منطقه را 12 مورد تخمين زده و از بياذه (بياضه) به عنوان مرکز و يکي از پايگاه‌هاي اسماعيليه نام برده است و از قلعه‌اي در بياضه نام برده که هنوز آثارش موجود است.

 

بياضه روستايي است که در 53 کيلومتري جنوب شرقي خور و بيابانک در بخش نايين در استان اصفهان واقع شده‌است.

 

وجود ارگ قديمي و ساباط‌ها، پاياب‌هاي سرپوشيده، قنات‌ها، حسينيه و مسجد جامع قديمي و امام زاده واقع در روستا و نخلستان‌هاي انبوه در آن توجه گردشگران داخلي و خارجي را جلب کرده و چند سالي است که سفر به اين روستاي کويري از سوي گروه هاي گردشگري و تحقيقاتي افزايش يافته است.

 

خانه‌هاي قديمي اين روستا عموماً از خشت و داراي حوض‌هاي بزرگ، ايوانهايي با طاق بلند که در تابستان خنک هستند، و داراي اتاق‌هاي زمستاني و تابستاني هستند.

 

در روستا امامزاده‌اي به نام ابومحمد ابراهيم وجود دارد. او برادرزاده علي پسر موسي بوده‌است. بياضه داراي يک ارگ تاريخي مربوط به زمان ساسانيان است. نام اين ارگ در کتاب سفرنامه ناصرخسرو قبادياني آمده‌است. اين ارگ در اثر گذشت زمان و پر شدن خندق آن رو به نابودي است. در دوران اسماعيليه (پيروان حسن صباح)، ارگ روستا هم جز قلعه‌هاي مورد استفاده آنان بوده‌است. و در اين روستا جمعي از سادات هاشمي و حسيني وموسوي نيز سکونت دارند و در ايام محرم الحرام اين روستا با برگزاري مراسم سنتي نظر تمام افراد را به خود جلب کرده است

 

مسجد جامع قديمي‌ترين مسجد روستاست که از آثار عهد صفوي است. مساجد ديگر روستا عبارت‌اند از مسجد النبي، مسجد امامزاده، مسجد مجلل. حسينيه روستا هم طبق اطلاعات مربوط به دوره صفوي است

 

قنات‌هاي خور

 

کلاغو يا کلاگو : قنات کلاغو که يکي از طولاني‌ترين قنات‌هاي ايران است در مسيري 7200 متري از مادر چاه تا خور کشيده شده و قدمتي 900ساله دارد به عقيده اهالي حفر کننده? اين قنات «ميرکلان» نامي بوده‌است.

 

دهزير : قنات دهزير که از پرآبترين قنات‌هاي کويري است حدود 400متر از خور فاصله داشته و قدمت آنه به بيش از 1000 سال مي‌‌رسد و داراي 65 حلقه چاه مي‌باشد و از زير شهر مي‌گذرد و اهالي با حفر پاياب به آب آن دسترسي دارند.

 

شورو يا غفورآباد : قديمي‌ترين قناتي است مه در خور حفر گرديده و بعدها توسط شخصي بنام غفور مرمت گرديده‌است.

نوشته شده توسط محمودرضارحماني در 16:55 |  لینک ثابت   •